خرید بک لینک
خدای نامتشخص ملکیان و: "می گویند آن ابر است..آن انسان است...آن سنگ است و خدا نیستند و در هستی موجودی هست که خدا هست و هیچ یک از آنها نیست. در این نگاه کهکشان و چوب و انسان در عین اینکه خودشان هستند خدا هم هستند. اول تفاوت این اعتقاد این است که موجود خاصی به نام خدا در کار نیست نه اینکه خدا در

برچسب: نویسنده: ساناز زمانی تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 15:06

سالهای رفته: دلم برای حماقتهای هفده هجده سالگیم تنگ شده!! برای وقتی که بهترین خواننده ها لیلا فروهر و منصور بودن و بهترین رمان دنیا بامداد خمار !!!دلم برای وقتی که فکر میکردم هزار سال دیگه وقت دارم تا صاحب رویایی ترین عشق دنیا باشم و یکی نزاره حتی خودم در ماشین رو باز کنم تنگ شده. دلم برای وقتهایی

برچسب: نویسنده: ساناز زمانی تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 15:06

چرا بايد ايران را دوست داشت؟ مرتضی مرديها در دفاع از انديشه ملت مرتضي مرديها در آغاز سخن در مقام بيان دو نكته نخست به گلايه از صنف روشنفكران پرداخت و گفت: نگراني من در مورد روشنفكران اين است كه گويي مشتاقاند وجوه اختلاف و افتراق خود و همكارانشان را مورد تاكيد قرار دهند. تنوع و تكثر حوزه روشنفكر

برچسب: نویسنده: ساناز زمانی تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 15:06

اگه میتونستیم تمام جمعیت دنیا رو به 100 برسونیم و همه اونها رو در یک دهکده جمع کنیم ، نتایج جالبی بدست میومد. 61 نفر آسیایی 12 نفر اروپایی 5 نفر آمریکایی و کانادایی 8 نفر آمریکای جنوبی و14 نفر آفریقایی هستند. 49 نفر زن و 51 نفر آنها مرد هستند. 82 نفر غیر سفید پوست و 18 نفر سفید پوست. 32 نفر مسیح

برچسب: نویسنده: ساناز زمانی تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 15:06

مروری بر نظریه «انحطاط ایران» من هنوز منظور دکتر طباطبایی و کلاً ناسیونالیستها را از ایرانی بودن نمیفهمم. اگر شما معتقدید ایرانیها روانشناسی متفاوتی با دیگر کشورها مانند آلمانیها یا غیره دارند باید این را نشان دهید که چه روانشناسی متفاوتی دارند و اگر معتقدید جامعهشناسی متفاوتی دارند باید این ر

برچسب: نویسنده: ساناز زمانی تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 15:06

شرح دیدار " تفضلی " و " صادق هدایت " به قلم جادویی مهدی اخوان ثالث در پاریس بودم، سال ها پیش و هدایت نیز در پاریس بود. گاه گهی دیداری داشتیم و یک بار چنین پیش آمد که در گذرگاهی دیدمش، خیابانی نزدیک خانه ی من . گفتیم و شنفتیم و راهکی رفتیم پیاده٬ اگر چه من شوریده و رنجور بودم و او افسرده و به خانه ی

برچسب: نویسنده: ساناز زمانی تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 15:06

صفحه بندی